گزارش برنامه صعود به قله 4811متری سبلان 3مرداد92

 

بنام مهر آفرین

 

 

تنها صعود کنندگان می دانند که چرا باید صعود کرد . تنها کوهنورد می داند که هدف، سنگ و خاک و برف و یخی در نقطه یی بلند نیست؛ به روح آموختن است که بلندی طلب باشد نه جاه طلب .... کوهنوردی، عشق ورزیدن به طبیعت است، عاشق بودن به طهارت، آزمودن تحمّل ِ خویشتن در برابر مصائب و مشقات. وقتی پا در یک مسیر ِ کوهستانی ِ طولانی می گذاریم، آهسته آهسته، دل می سپاریم به سخن گفتنی با خویشتن خویش از خویش پرسیدن، به خود جواب دادن، به جستجوی معایب ِ خود برخاستن، به تحلیل نقائص و اشتباهات خود مشغول شدن، آنگاه از خود خواستن که درست را بر نادرست، حق را بر ناحق، صفا را بر بی صفتی، پاکی را بر آلودگی ها مسلط گردانیم ؟ انسان بر فراز قله های رفیع، خود را به خدای خود نزدیکتر حس می کند . چندانکه می تواند با آن خدای نزدیک، از دردهای خویش بگوید و از دردهای دیگران .صعود نوعی رزم است. نوعی اعلام آمادگی ست برای غلبه ی جوانمردانه بر ناجوانمردی ها. کوهنوردی، ورزش است؛ اما بیش از اینکه ورزش باشد زندگی ست؛ دست و پنجه نرم کردن با مشکلات . از نفس نیفتادن، بر خستگی ها غلبه کردن. در هر جایی که جایی نیست، بیتوته کردن، دنیا را به قدر ِ کیسه ی خواب دیدن، سفره های پهناور را به لقمه های محقر ِ مطبوع تبدیل کردن ... تو به هنگام صعود، فقط پیش نمی روی، می اندیشی و پیش می روی . تو به علت ها می اندیشی : علّت ِ رفتن، علّت ِ بودن، علّت ِ شدن .... نظریه پردازانی را می شناسم که می گویند : " ورزش همان بازی ست؛ ادامه ی بازی ست؛ بازی ِ تکامل یافته است. ورزش، تمایل ِ بزرگسالان است به ادامه ی بازی های دوران کودکی " امّا، صعود بازی نیست، تفکر است . صعود ادامه ی تفکر است و نفس تفکر . صعود، تمایل به دوام بخشیدن به تفکر است در فضایی خالص، و اثبات کارکرد تفکر . بدون اندیشیدن به هیچ قلّه ای نمی توان دست یافت . قلّه، یک لحظه است، یک آن، یک بی زمان، یک رویا - در اوج ِ واقعیت و دوام . ممکن است ما بتوانیم در لحظه هایی از صعود بازی کنیم، امّا صعود را بازی نمی کنیم . 
می گویند : " حسرت هیچ چیز را نباید خورد " و نمی دانند چه حسرتی دارد صعودی که دلت می خواسته آخرین حلقه ی کُند روی کاهلش باشی امّا به هر حال باشی ، و نتوانسته             برگرفته از کتاب یک صعود باور نکردنی                                                                                     گذارش برنامه سبلان              

 

1 سرپرست برنامه علی خزایی

2 محمود عزیزی

3 مجید باب الحوائجی

4 سجاد هوشمند

5 مسعود قاسمی 

6 سیامک حکمتی نزاد 

7 امیرحسین رستمی 

8 محمد صدری

9امیر حمیدی

10 مریم مهدیانفر 

11 فاصمه رستمی

برنامه سرعتی فوقالعاده سنگین حرکت از همدان ساعت20 روز 2 مرداد ساعت 8.30 به شابیل رسیدیم بلافاصله اماده حرکت به سوی قله شدیم بعداز توضیحات وچک وسایل و بررسی افراد و سخنی کوتاه درباره نظم در کوهستان افراد با نظم وترتیب واشتیاقی وصف ناشدنی حرکت کردیم  ودر ساعت 10 و35 دقیقه از محل پناهگاه راه افتادیم  وبعد از 3ساعتو نیم به قله رسیدیم وبعداز گرفتن عکس و استراحت اقدام به برگشت شد ودر ساعت 8 شب در محل ابگرم شابیل بودیم ودر حالی که افراد بشدت خسته بودند به مجتمع آبگرم شابیل رفتیم و با استفاده از این فرصت خستگیمان به سرعت رفع شد ودر ساعت24 همانروز به طرف همدان برگشتیم ودقیقا ساعت 12 روز جمعه 4مرداد 92 همگی بخانه رسیدیم  کل برنامه با احتساب صعود به قله در 40 ساعت پیمایش شد  باتشکر از کلیه کسانی که مارا در این صعود یاری نمودند  سر پرست برنامه علی خزایی

 

 

سبلان 3مرداد 92 

 

 

 

مسیر قله 

1 محمود عزیزی2 مجید باب الحوائجی 3 مسعود قاسمی 4 محمد صدری 5 امیر حمیدی 6 سیامک حکمتی ن}اد 7علی خزایی 8 فاطمه رستمی  9 امیر حسین رستمی باشگاه آرش همدان 

 

 

خدانگهدار شادو پیروز باشید   سرپرست برنامه ali khazaei

/ 2 نظر / 70 بازدید

برگرفته از کتاب یک صعود باورنکردنی

حمید جعفری پور

وای چه مناظر زیبایی تو تصاویرتون هست ادم کیف میکنه به این وبلاگ سر میزنه