/ 3 نظر / 11 بازدید
میثم آزادیان

برای عموزاده‌ای که یادش جاودان خواهد ماند .... تا ماه بیاید بسیاری چیزها در سیاهی مرده اند، تا بیفتد پرنده، تازیان آن سوتر از صیاد یخ زده اند. کجاست پس رویای سبز رود که با ترانه ای روشن تر از عشق ماه را به طاق دلداران می نشاند. نور نیست آواز نیست و نمی آید رود. بگذار کفنم برف باشد، و بر کف دستانت کتیبه ای بنگارم جملگی درد. های قناری! چلچله! مسافر! قلب کوچکم را پیوند زن به شریان نور.

میثم آزادیان

برای عموزاده‌ای که یادش جاودان خواهد ماند .... تا ماه بیاید بسیاری چیزها در سیاهی مرده اند، تا بیفتد پرنده، تازیان آن سوتر از صیاد یخ زده اند. کجاست پس رویای سبز رود که با ترانه ای روشن تر از عشق ماه را به طاق دلداران می نشاند. نور نیست آواز نیست و نمی آید رود. بگذار کفنم برف باشد، و بر کف دستانت کتیبه ای بنگارم جملگی درد. های قناری! چلچله! مسافر! قلب کوچکم را پیوند زن به شریان نور.

منصوره

سلام برای فواد عزیز که دوستی مهربان قهرمانی دوست داشتنی و یاد و خاطرش برای همیشه در دل باقی می ماند روحت شاد و قرین رحمت[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]